تبليغاتX
فوتبال نوین
حذف تلخ ليورپول از ليگ قهرمانان

212697.jpg
اشكان نعمت پور
Ashkan Nematpour

ماراتن نفس گير و پر تب و تاب استمفوردبريج يكى از مهيج ترين و پرگل ترين بازى هاى چند فصل اخير ليگ قهرمانان را در پى داشت كه حاصل آن صعود چلسى به نيمه نهايى رقابت ها وحذف سربلندانه ليورپول بود.
شروع ضعيف
پس از برد قابل اتكاى ۳- يك در زمين ليورپول، چلسى به مقاومتى جانانه نياز داشت تا راه خود را به جمع چهار تيم برتر اروپا بگشايد و تساوى ۴-4 خانگى اگرچه لحظات پر اضطرابى را براى ميزبان رقم زد اما در نهايت همان نتيجه اى بود كه بدان نياز داشتند. گاس هيدينك پس از پايان ديدار گفت: «بين دو نيمه خشمگين و برآشفته بوديم چون بازى را آن طور كه برنامه ريخته بوديم شروع نكرديم. مى دانستيم در بازى برابر ليورپول كه از نظر تاكتيكى بسيار موفق عمل مى كند، نمى شود به حريف اين قدر فضا داد. به جاى اينكه زياد عقب بنشينيم بايد از جلوتر دفاع را شروع مى كرديم و فضاى حمله را از آنها مى گرفتيم. در نيمه اول جنگ هاى رودرروى زيادى را باختيم و بين دو نيمه به خودمان نهيب زديم كه نبايد نيمه دوم را اين طورى شروع كنيم. به همين خاطر است كه كار كردن با اين تيم را دوست دارم، چون به موقعش اين طورى واكنش نشان مى دهند، بازيكنان ما مى دانند كه مى توانند گل بزنند.»
مربى هلندى چلسى ادامه داد: «بازيكنان درجه يك، همان احساس خشمى را دارند كه مربى. بله، گاهى اوقات آدم عصبانى مى شود اما بازيكنان مى دانستند كه بازى تيم خوب نبوده. ما برابر تيمى به ميدان رفتيم كه مى تواند زيبا بازى كند و اگر به آنها فضاى زيادى بدهيد، توى دردسر مى افتيد... من قبلا در مسابقات دراماتيكى مثل اين كه بازيكنان زياد اشتباه مى كنند بوده ام به همين دليل است كه اين بازى به خصوص در نيمه دومش اين قدر جذاب بود. ليورپول مى خواهد هجومى بازى كند و چون در اوج آمادگى اش است، ايستادن برابر آن دشوار است، يك بازى دشوار اروپايى كه سرشار از شور و هيجان بود.»
بارسلونا
چلسى اكنون در دشوارترين مسابقه فصل خود بايد برابر بارسلونا به ميدان برود. هيدينك درباره حريف اسپانيايى نيز گفت: «بارسلونا بازيكنان تكنيكى دارد كه مى دانند چطور سرعت بازى را كنترل كنند. آنها هميشه دوست دارند هجومى بازى كنند. اگر به تيم هايى كه بازيكنان تكنيكى زياد دارند، فضا بدهيد، مى دانند چطور از آن بهره ببرند، آن وقت است كه به دل يك مسابقه خيلى سخت در مى غلتى. بله بازى با آنها صعب است چون در اوج هستند اما يكى از آن بازى هاى زيباى آخر فصل مى شود.»
هيدينك براى مسابقه نيمه نهايى، دردسرهاى خودش را دارد. از يك طرف اشلى كول محروم است و با مصدوميت پائولو فريرا جانشين كارآزموده اى براى مدافع چلسى ندارد و از طرف ديگر بايد روحيه پتر چك را احيا كند. دروازه بان چلسى كه شنبه در ليگ برتر سه گل از بولتون خورده بود ۴ گل هم از ليورپول دريافت كرد تا اعتماد به نفسش سقوط كند؛ اكنون كه آبى پوشان در نيمه نهايى جام حذفى آرسنال را در پيش دارند، هيدينك به دروزاه بان بزرگ تيمش نياز مبرمى دارد: «پتر خيلى باهوش است و مدام خودش را نقد مى كند از عملكردش برابر بولتون راضى نبود و برابر ليورپول هم در لحظاتى مى شد ديد كه اعتماد به نفس كامل ندارد. اما فكر مى كنم دروازه بان هم حق دارد در يك برهه خيلى عالى كار نكند. اين شرايط را بررسى خواهيم كرد اما صرف اينكه يك بازيكن بدكار كند دليل نمى شود دست به تغيير بزنيم.»
سربلند
رافائل بنيتس مى تواند به تيمش افتخار كند، كه بدون استيون جرارد با چنگ و دندان جنگيد و در لندن ۴ گل به چلسى زد و با افتخار كنار رفت. مربى اسپانيايى ليورپول پس از ديدار گفت: «در اين مسابقه كيفيت بالا و شخصيت قوى مان را به نمايش گذاشتيم و واقعا بايد به بازيكنان مباهات كرد كه رويايى كار كردند.» او به بازى هم پرداخت: «در آغاز از آنها سر بوديم، بنابراين بازيكنان به خصوص لوكاس كه در وسط زمين سخت تلاش كرد، سزاوار تحسين هستند. به لطف آنها مدام فشار آورديم، فشار آورديم و خيلى خيلى به موفقيت نزديك شديم اما وقتى برابر تيم خوبى مثل چلسى بازى مى كنى، تاوان اشتباهاتت را مى دهى.» بنيتس درباره غيبت كاپيتان تيمش هم گفت: «فكر مى كرديم جرارد براى اين بازى آماده مى شود اما در نهايت احساس درد كرد و نتوانست. نمى دانم چلسى درباره غيبت او چه فكر مى كند اما بقيه بازيكنان تيم به خاطر عملكردشان شايسته تحسين هستند. معمولا وقتى مى بازى، مأيوس مى شوى اما با اين جور باختن، مى توانيم سرمان را بالا بگيريم و به خودمان افتخار كنيم. حالا مى توانيم با خوش بينى به ليگ برتر نگاه كنيم چون نشان داده ايم مى توانيم در ورزشگاهى مثل استمفوردبريج چهار گل بزنيم. با اين روحيه از پس بردن كلى از بازى ها برمى آييم.» ليورپول هم مثل چلسى در جدال مهم بعدى خود با آرسنال روبه رو مى شود و براى رسيدن به قهرمانى ليگ برتر سخت به پيروزى در اين ديدار نياز دارد. بنيتس اميدوار است كاپيتان به اين جدال سرنوشت ساز برسد: «فكر نمى كنم (مصدوميت او) جدى باشد، اميدوارم براى آرسنال آماده باشد، بازيكنان مهمى مثل تورس و جرارد مى توانند گل هاى زيادى بزنند اما خب، بقيه بازيكنان تيم هم از عهده كار برمى آيند.»
+ نوشته شده توسط علی نایب پور در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 14:31 |



191985.jpg



سرطان هم مانع رسيدن به موفقيت نيست البته اگر عاملى به نام انگيزه و پشتكار وجود داشته باشد. شايد باور آن كمى سخت به نظر برسد اما لانس آرمسترانگ با كسب ۷ قهرمانى در مسابقات سخت و طاقت فرساى توردوفرانس آن هم پس از پشت سر گذاشتن بيمارى كشنده خود ثابت كرد خواستن توانستن است. بهانه نگارش اين مطلب، جشن ۳۷ سالگى اين دوچرخه سوار امريكايى است كه چند روز پيش اعلام كرد قصد دارد بار ديگر به ورزش حرفه اى روى بياورد و فصل آينده اين كار را مى كند.

جايگاهى قابل توجه
او در هجدهم سپتامبر سال ۱۹۷۱ در تكزاس به دنيا آمد و ورزش حرفه اى را در سه گانه متشكل از شنا، دو و دوچرخه سوارى آغاز كرد البته از همان ابتدا و به عنوان نوجوان جايگاهى قابل توجه براى خود كسب كرد و در سنين ۱۸ و ۱۹ سالگى قهرمانى كشورش را به دست آورد.مربيان خيلى زود دريافتند در دوچرخه سوارى استعداد بيشترى دارد و در مسابقات المپيك ۱۹۹۲ بارسلونا در رده چهاردهم جاى گرفت. سال ۱۹۹۳ را در حالى به پايان برد كه با كسب ۱۰ قهرمانى در رقابت هاى مرحله اى در صدر جدول بهترين هاى اين رشته قرار گرفت ضمن اين كه براى اولين بار حضور در توردوفرانس را تجربه كرد و جايزه ارزشمند يك ميليون دلارى «ثريفت دراگ» را از آن خود كرد. موفقيت هاى او در امريكا و اروپا ادامه يافت و در رقابت جاده بازى هاى المپيك ۱۹۹۶ آتلانتا در رده دوازدهم ايستاد. در اين سال ها او ۲ مسابقه توردوفرانس را به عنوان نفر نخست پايان داد، يكى دور هشتم مسابقه سال ۱۹۹۳ و ديگرى دور هجدهم مسابقه سال ۱۹۹۵ كه با ياد هم تيمى اش فابيو كاسارتلى كه در مرحله پانزدهم به دليل حادثه جان خود را از دست داد، به عنوان نخست رسيد.
تشخيص بيمارى
۲ ماه بعد از المپيك و در حالى كه دور هفتم مسابقه توردوفرانس سال ۱۹۹۶ را به دليل بيمارى نيمه كاره رها كرده بود، پزشكان بيمارى او را تشخيص دادند و اين هنگامى بود كه سرطان به مغز، ريه و شكمش سرايت كرده بود. شيمى درمانى آغاز شد و روش هاى مختلف يكى پس از ديگرى مورد آزمايش قرار مى گرفت حتى براى درمان تومور مغزى عمل هم شد و درمان او به خوبى پيش مى رفت تا اين كه بهبودى كامل برايش حاصل شد اما به هر حال كمتر از ۲ سال طول كشيد و او خيلى زود به اوج بازگشت.
بازگشت به عرصه ورزش
آرمسترانگ در سال ۱۹۹۸ به صحنه جهانى بازگشت و در مسابقات معتبر دور اسپانيا چهارم شد. سال بعد با ۷ دقيقه و ۳۷ ثانيه اختلاف نسبت به الكس زوله به نخستين قهرمانى توردوفرانس دست يافت اما به خاطر نبودن يان اولريش و ماركو پانتانى رقباى اصلى اش، برخى اين قهرمانى را كمرنگ ساختند. در نخستين سال هزاره جديد، اولريش در توردوفرانس حضور يافت و با اختلاف ۶ دقيقه و ۲ ثانيه نسبت به آرمسترانگ در رده دوم جاى گرفت و اين رقابت تا سال ۲۰۰۵ كه آرمسترانگ به طور متوالى معتبرترين تورنمنت دوچرخه سوارى جهان را فتح كرد، ادامه يافت. در ماه جولاى سال ۲۰۰۵ و با قهرمانى هفتم در توردوفرانس با ۴ دقيقه و ۴۰ ثانيه اختلاف نسبت به ايوان باسو دوچرخه سوار اسپانيايى و در حالى كه يان اولريش آلمانى در رده سوم ايستاد، آرمسترانگ از جهان حرفه اى ورزش خداحافظى كرد. علاوه بر ۷ قهرمانى توردوفرانس، او ۲۲ قهرمانى انفرادى مراحل، ۱۱ عنوان تايم تريل را به دست آورد ضمن اين كه به همراه تيم خود سه بار تايم تريل را فتح كرد. آرمسترانگ كار را در سال ۱۹۹۲ تيم موتورولا آغاز كرد و پس از ۵ سال به كوفيديس پيوست اما يك سال بعد كه به ديسكاورى چنل ملحق شد دوران موفقيت آميز او نيز شكل گرفت و تا پايان با اين تيم ماند. در روز ۹ سپتامبر امسال(۱۹ شهريور) لانس آرمسترانگ براى بازگشتن به صحنه رقابت ابراز تمايل كرد اما هنوز مشخص نيست چه تيمى را براى حضور بر مى گزيند. هرچه باشد بازگشت مردى كه نماد «خواستن، توانستن است» به جهان دوچرخه سوارى خبرى خوش براى دوستداران اين رشته ورزشى پرتحرك و جذاب محسوب مى شود.

+ نوشته شده توسط علی نایب پور در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 17:39 |

 

المپيک 2008 نيز به پايان رسيد و بيش از هشتاد کشور جهان صاحب مدال شدند. سهم کاروان ورزش کشورمان يک طلا در رشته تکواندو و يک برنز در کشتي آزاد بود که موجب شد جايگاه پنجاه دوم را در اين دوره به دست آوريم. شايد از بعضي از رشته‌ها توقع چنداني در بازي‌هاي المپيک پکن براي کسب مدال وجود نداشت ولي از کشتي ورزش اول کشورمان انتظار بيش از اينها بود.به اين فکر مي‌کردم که مسايل مربوط به کشتي را چگونه سازماندهي کنم که در تحليل به اشتباه نروم، عمده محورهايي که نظرم را جلب کرد نوشتم تا در فرصت‌هايي که به وجود مي‌آيد به آنها بپردازم نه آنکه ساير زمينه‌هاي اهميت شان کمتر است، خير، بلکه اين محورها در اولويت بالاتري قرار مي‌گيرند. محور جايگاه کشتي ما در دنيا عدم و يا وجود برنامه‌ها، امکانات،‌‏ اعتبار ، استراتژي‌ها، آموزش، پژوهش، فرايندها (به نظر مقررات، رويدادها و نحوه گردش کار در حوزه مديريتي کشتي نيز در اين مبحث جاي مي‌گيرد) است. محوري با عنوان انتخاب و انتصاب مربيان تيم‌هاي ملي، دوپينگ، ‌‏تغذيه، شرايط روحي و... نيز مي‌توانند به طور جداگانه مدنظر قرار گيرند. ناگفته نماندکه شما نيز مي‌توانيد حسب تجربه، نگرش و علايق شخصي محورهايي را بيفزاييد و يا کم کنيد.
بنا دارم اگر مجالي باشد و به ساحت دوستان و هم مسلکان برنخورد و البته از باب تذکر به مواردي به طور کلي بپردازم، باشد که از اين رهگذر، فرصت‌ها و تهديدهاي احتمالي عيان‌تر گردد و در برنامه ريزي‌ها نصب العين قرار گيرد. مسابقات المپيک نشان داد که توانايي‌هاي بدني ورزشکاران در رشته‌هاي مختلف به شکل باور نکردني توسعه و گسترش پيدا کرده، اين پيشرفت‌ها و رکوردشکني‌ها در صحنه رقابت‌ها مرهون تلاش بي امان پژوهشگران و مربيان بوده که در صدد بوده‌اند تا وضعيت بدني ورزشکاران را از طريق انجام تمرينات بر اصول علمي توسعه دهند. يکي از انديشمندان مي‌گويد: کساني که برنامه‌هاي تمريني را بدون توجه به علوم ورزشي طرح مي‌کنند مانند ناخدايي هستند که به کشتي وارد مي‌شوند و رادار يا قطب نما ندارند و هرگز با اطمينان نمي‌دانند که به کجا مي‌روند. بايستي توجه کرد که موفقيت يک ورزشکار در رقابت‌هاي مختلف به ويژه در سطوح جهاني و المپيک وابسته به آمادگي همه جانبه در ابعاد جسماني، ‌‏فيزيولوژيک، مهارتي و روانشناختي است (شرايطي که ورزشکار بايد بتواند با غلبه بر شرايط سخت و دشوار فشارهاي رواني و اضطراب رقابتي درمسابقات مهم، توانايي‌هاي خود را به نمايش بگذارد)
کشتي ايران همواره و اغلب در بين پنج کشور برتر دنيا بوده است و بار سنگين حضور در المپيک‌ها نيز بر دوش کشتي بوده است. شمارش مدال‌هاي کسب شده در المپيک طي سال‌هاي 1948 تا 2004 يعني ظرف 56 سال مجموعا 40 مدال توسط ورزشکاران کشورمان به دست آمده که سهم کشتي 28 مدال بوده است در حالي که بقيه رشته‌ها 12 مدال بيشتر کسب نکرده‌اند. قابل توجه است که سير کسب مدال از المپيک‌ها نزولي بوده است چرا که اگر مقايسه‌اي در نسبت سير صعودي تعداد کشتي گيران انجام دهيم متوجه اين مهم خواهيم شد که معمولا در رقابت‌هاي قاره‌اي و تورنمنت‌هاي متنوع روي سکو بوده ايم. ليکن به اين نسبت درالمپيک‌ها توفيق نداشته‌ايم که مي‌تواند بيانگر عدم برنامه ريزي بلند مدت ما باشد. در هر حال کشتي ايران شايد جايگاهي در حد و اندازه فوتبال فرانسه ، انگليس يا آلمان در دنيا داشته باشد. هر چند که کفه افت و خيزها اغلب تمايل به افت داشته است تا خيز، و اين قابل تأمل است. زمينه هدايت ، رهبري‌‏ ،کسب بودجه و پول ،‌‏ برنامه ،‌‏ طراحي تمرينات ، ‌‏ارزشيابي ، کنترل و... عواملي هستند که برآيندي دارند و برآيند آنها در صحنه رقابت‌ها (البته نه صرفا در يک دوره) کسب مدال و رفتن روي سکو است. اگر مدال و سکو تا به امروز براي ايران توسط دلاورمردان کشتي محقق شده نشانه آن است که کشتي در ايران زمين ريشه ايي کهن دارد. قدمت کشتي در ايران بر حسب دو روايت تعيين مي‌گردد. روايت اول عمري بيش از 400 سال برايش قايل نيست. که اين روايت به اداره تاريخي منتهي مي‌گردد. روايت دوم عمري به درازاي کوچ قوم آريا به ايران برايش متصور است که چيزي بيش از 4000 سال است که روايت دوم به ادله مذکور در تاريخ تمدن‌ها قابليت پذيرش بيشتري دارد. اين زمينه و ساير زمينه‌هاي فرهنگي و ملي در هم تنيده و شرايط فعلي را رقم زده است، شرايطي که نوجوانان و جوانان ايران زمين را به اين مقوله سوق مي‌دهد و اقبال عمومي به کشتي زياد است و اگر کاري به کارشان نداشته باشيم هر از گاهي قهرماني از درون اين سيل عظيم علاقه‌مندان به پا مي‌خيزد و آوازه کسب مي‌کند. بي علت نيست که قهرمانان اسطوره ايايران زمين از همين گروهند. اين مطلب را از اين باب چيدم که بگويم کسب بخشي از اين مدال‌ها نه به کفايت مديران است چرا که در صورت عدم وجودآنها هم کسب مي‌گرديد و شايد گهگاه مزاحمت‌هاي ما موجب تنزل اين درجه گرديده است و اين نماد و نمودي است که شايد نتوانسته‌ايم به خوبي انجام وظيفه کنيم.

+ نوشته شده توسط علی نایب پور در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 9:1 |


www.irLearn.com

فوتبال نوین